دندون درد هانیا.....
سلام هانیای خوشگلم.... اومدم تا بهت بگم این روزا تو همش از دندون درد می نالیدی . همش گریه میکردی و میگفتی که دندونم درد میکنه من و بابایی هم تصمیم گرفتیم که ببریمت پیش دندون پزشک تا دندوناتو واست درست کنه. به خاطر همین مامانی زنگ زد به خاله شیوا تا برات از دکتری که دندونای امیر ارسلان رو درست کرده بود وقت بگیره . خاله شیوا هم دستش درد نکنه پرسیده بود گفته بودن که باید حضوری بیاد و نوبت بگیره . بابایی هم ساعت 2/5 رفته بود و نوبت گرفته بود بهش گفتن که ساعت سه بیارش برای معاینه . منم هانی گلی رو بردم اونجا بابایی هم همونجا منتظرمون بود دکتر وقتی معاینه کرد ...
نویسنده :
فریما
14:40





